------------------ابتدا قصد نداشتم اين مطلب را عمومي رونمايي كنم بلكه با رمز بذارم تا اهلش بخوانند و شايد فكري كنيم
اما ديدم هم اهالي كه اينجا مي ايند همه خودي اند هم اين فرصت با انتشار اين مطلب امكان سوختش نيست و هم اين هم شنيده مي شود و......
------------------
فرهنگ براي ما يك پز روشنفكرانه است و چون گل كوزه گري كه هر كس بنا به سليقه اش! ان را شكل مي دهد
فرهنگ و البته رسانه با انكه همه زيربنا مي خوانندش و ستون اصلي تو سري خور ترين عزيزان ما هستن براي همين است كه وقتي در نهادهاي رسانه اي را مي زني از مهندس در بدنه ان مي بيني تا بزشك كه سخت مشغول فرهنگند و مي بندارند تجربه همان تخصص است و نمي دانند تجربه مرحله اي از تخصص است و تقويت كننده ان و تنها اين وسط فرهنگ است كه دارد لطمه مي خورد و جامعه ما كه بايد از اين فرهنگ ارتزاق كند
و همين غير تخصص گرايي و توهم فرهنگي كاري مسولان است كه فرصت ها را مي خشكاند و تهديد ها را مي روياند
پ ن پ از جمله اين موارد است كه دارد مي خشكد و فكر نمي كنم اصلا مسولين به چنين چيزي فكر كنند چون انان كار فرهنگي را كاري گسترده تو جشم و با بودجه كلان مي دانند و احتمالا حال و حوصله كار بلند مدت و خواهان ريزه كاري را ندارند و جه بسا اگر اين بست را مي خواندند بهم يك دل سير مي خنديدند!
و جاي تعجب نيست اگر همجنان غربي ها با باربي تا دل اتاق بچه هاي ما بيش امده اند و ما با دارا و سارا ويترين عروسك فروشي هاي خودمان را هم تسخير نكرديم!
اولين بار كه يك "پ ن پ" را شنيدم فرد مقابل برايم اشتباه تعريف كرد اما همان اشتباه برايم يك جرقه بود و صد تاسف
فرد اينطور گفت كه مثلا يك روز پ ن پ ......... دقيقا مثل جك هاي خودمان كه مي گيم يه روز يه................. در حالي چندي بعد فهميدم كه ساختار "پ ن پ" ها به اين شكل است : گوشیم ال سی دیش سوخته
بردم عوض کنم. یارو میگه ضربه ی فیزیکی خورده ؟ پ ن پ ضربه ی روحی خورده
و اين به ذهنم رسيد كه ايا اين فرصتي خوبي نبود و يا شايد نيست كه با يك كار برنامه ريزي شده واقعا "پ ن پ" ها را به سوي صورتبندي اشتباهي كه اشاره كردم بيش ببريم
يعني كاري كنيم كه به جاي اينكه بگوييم و بگويند يه روز يه تركه لره رشتيه و... بگوييم و بگويند يه روز"پ ن پ" ...... و در ادامه ان مورد مشابه جديدش را اضافه كنيم" دن د"
در واقع را به عنوان يك شخصيت باز افريني كنيم
تا ديگر نه غيبتي در كار باشد و نه تخريب قوميت ها انهم با يك كار نه مستقيم ديني بلكه يك كار همرنك جماعت با بشتوانه و جهارجوب ديني يك موج سوار حرفه اي
كه البته اين مهم كاري طولاني مدت عميق و برنامه ريزي شده مي خواهند و البته نرم
در جايي بايد نامحسوس وارد موج وبلاك ها و شبكه اجتماعي انها شد و در جايي رسانه هايي ايجاد كرد و برنامه هايي براي ارتباطات ميان فردي جيد
ولي اين فرصت ها مي ايند و مي روند و ما در خوابيم و منتظريم تا يك حركت تابلو باربي گونه بيش ايد تا ما بفهيم و مقابله كنيم با سارا و دارا!
و نمي توانيم انقدر دقيق باشيم كه يك موج معمولي و نه متضاد مثل"پ ن پ" را بفهميم ان را فرصت بدانيم و سعي كنيم از ان استفاده كنيم و بر ان سوار شويم
و هنوز به فكر اين هستيم كه سايت هاي خبريمان را گسترش دهيم شبكه هاي اجتماعيمان را از ده تا يازده تا كنيم و امار انتشارات كتبمان را بيست درصد اضافه كنيم و....
و پر است دور و برمان از اين فرصت ها و تهديدهايي كه مي توان تبديل به فرصتش كرد اما خواب خواب و خواب
سحرم دولت خواب آلودهآمد و گفت بخواب آسوده....
''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''
* ياد اين جمله خودم افتادم كه بوق هاي تبليغاتي ما دست سبزي فروش هاست.
* ببخشيد ار در بست هاي اخير فقط بدي ها را كفتم و معتقدم بر است اطرافمان از خوبي ها كه بايد بدان ها نيز اشاره شود و خدا توفيق دهد تا از انها هم بكوييم