آنچه از قلم افتاده و باید نوشته شود
فرضا که بگذریم از: تخلفات فرامتنی در تبلیغات انتخاباتی موسوی اتهام زنی به نظام اسلامی ایران ایستادن در برابر ولایت فقیه ایستادن در برابر رای مردم دور زدن قانون امیدوار کردن دشمنان مردم و نظام اسلامی بازی در زمین دشمنان ملت یا همکاری با آنها زمینه سازی اغتشاش و آشوب و ناامنی و کشته شدن جوانان کشور چگونه خواهیم گذشت از: خداجو خواندن هتاکان روز عاشورای حسینی ------------- پ ن: دوستان تاخیرهای اینجانب را ببخشند کمی سرم شلوغ بود * این هم برای دوستانی عرض می کنم که سوگیرانه نگاه می کنند و الان صدای دادشان بلند میشه که ای وای مگه فقط این اقا مقصر بوده؛ اگر در این متن نکان دیگری از سایرین مطرح نشده دلیل بر نگاه تک بعدی نگارنده نبوده بلکه در اینجا صرفا مطرج نشده....
کنج عرش اللهی در گام های پیامبران در صوت "اقرا "در غار حرا بر روی جهازشترها در غدیر در کربلا... در زیست همه حجت های معصوم ما در میان قلب انقلاب اسلامی درون چشم های امام خمینی در دست آسیب دیده امام خامنه ای روی نبض بیداری اسلامی و روی نقش پرچم امام مهدی (عج الله) :حسین منی و انا من حسین و انا من حسین یعنی دین پیامبر ، زنده شده حسین بن علی است ( امام خامنه ای) به حق این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است ( امام خمینی)
ابتدا قصد نداشتم اين مطلب را عمومي رونمايي كنم بلكه با رمز بذارم تا اهلش بخوانند و شايد فكري كنيم اما ديدم هم اهالي كه اينجا مي ايند همه خودي اند هم اين فرصت با انتشار اين مطلب امكان سوختش نيست و هم اين هم شنيده مي شود و...... ------------------ فرهنگ براي ما يك پز روشنفكرانه است و چون گل كوزه گري كه هر كس بنا به سليقه اش! ان را شكل مي دهد فرهنگ و البته رسانه با انكه همه زيربنا مي خوانندش و ستون اصلي تو سري خور ترين عزيزان ما هستن براي همين است كه وقتي در نهادهاي رسانه اي را مي زني از مهندس در بدنه ان مي بيني تا بزشك كه سخت مشغول فرهنگند و مي بندارند تجربه همان تخصص است و نمي دانند تجربه مرحله اي از تخصص است و تقويت كننده ان و تنها اين وسط فرهنگ است كه دارد لطمه مي خورد و جامعه ما كه بايد از اين فرهنگ ارتزاق كند و همين غير تخصص گرايي و توهم فرهنگي كاري مسولان است كه فرصت ها را مي خشكاند و تهديد ها را مي روياند پ ن پ از جمله اين موارد است كه دارد مي خشكد و فكر نمي كنم اصلا مسولين به چنين چيزي فكر كنند چون انان كار فرهنگي را كاري گسترده تو جشم و با بودجه كلان مي دانند و احتمالا حال و حوصله كار بلند مدت و خواهان ريزه كاري را ندارند و جه بسا اگر اين بست را مي خواندند بهم يك دل سير مي خنديدند! و جاي تعجب نيست اگر همجنان غربي ها با باربي تا دل اتاق بچه هاي ما بيش امده اند و ما با دارا و سارا ويترين عروسك فروشي هاي خودمان را هم تسخير نكرديم! اولين بار كه يك "پ ن پ" را شنيدم فرد مقابل برايم اشتباه تعريف كرد اما همان اشتباه برايم يك جرقه بود و صد تاسف فرد اينطور گفت كه مثلا يك روز پ ن پ ......... دقيقا مثل جك هاي خودمان كه مي گيم يه روز يه................. در حالي چندي بعد فهميدم كه ساختار "پ ن پ" ها به اين شكل است : گوشیم ال سی دیش سوخته
بردم عوض کنم. یارو میگه ضربه ی فیزیکی خورده ؟ پ ن پ ضربه ی روحی خورده و اين به ذهنم رسيد كه ايا اين فرصتي خوبي نبود و يا شايد نيست كه با يك كار برنامه ريزي شده واقعا "پ ن پ" ها را به سوي صورتبندي اشتباهي كه اشاره كردم بيش ببريم يعني كاري كنيم كه به جاي اينكه بگوييم و بگويند يه روز يه تركه لره رشتيه و... بگوييم و بگويند يه روز"پ ن پ" ...... و در ادامه ان مورد مشابه جديدش را اضافه كنيم" دن د" در واقع را به عنوان يك شخصيت باز افريني كنيم تا ديگر نه غيبتي در كار باشد و نه تخريب قوميت ها انهم با يك كار نه مستقيم ديني بلكه يك كار همرنك جماعت با بشتوانه و جهارجوب ديني يك موج سوار حرفه اي كه البته اين مهم كاري طولاني مدت عميق و برنامه ريزي شده مي خواهند و البته نرم در جايي بايد نامحسوس وارد موج وبلاك ها و شبكه اجتماعي انها شد و در جايي رسانه هايي ايجاد كرد و برنامه هايي براي ارتباطات ميان فردي جيد ولي اين فرصت ها مي ايند و مي روند و ما در خوابيم و منتظريم تا يك حركت تابلو باربي گونه بيش ايد تا ما بفهيم و مقابله كنيم با سارا و دارا! و نمي توانيم انقدر دقيق باشيم كه يك موج معمولي و نه متضاد مثل"پ ن پ" را بفهميم ان را فرصت بدانيم و سعي كنيم از ان استفاده كنيم و بر ان سوار شويم و هنوز به فكر اين هستيم كه سايت هاي خبريمان را گسترش دهيم شبكه هاي اجتماعيمان را از ده تا يازده تا كنيم و امار انتشارات كتبمان را بيست درصد اضافه كنيم و.... و پر است دور و برمان از اين فرصت ها و تهديدهايي كه مي توان تبديل به فرصتش كرد اما خواب خواب و خواب آمد و گفت بخواب آسوده.... '''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''' * ياد اين جمله خودم افتادم كه بوق هاي تبليغاتي ما دست سبزي فروش هاست. * ببخشيد ار در بست هاي اخير فقط بدي ها را كفتم و معتقدم بر است اطرافمان از خوبي ها كه بايد بدان ها نيز اشاره شود و خدا توفيق دهد تا از انها هم بكوييم
اخرين نوشته ام را در سايت تبيان با عنوانه
اينجا هم حرفي نيست وقتي هم كه پاي رسانه به ميان مي ايد انان با حجاب وارد مي شوند و اين پيام را از طريق كانال هاي ارتباطي مخابره مي كنند كه مي شود هم حجاب داشت و هم ورزش كرد و افتخار افريني هم مي كنند گاهي هم به خاطر همين حجاب از عرصه ها محروم مي شوند و غيرت به خرج مي دهند و پاي حجابشان مي ايستند دور مدال و.... خط مي كشند. رسانه ها هم تيتر مي زنند كه ورزشكاران زن به خاطر حجاب محروم شدند و در اخبار خود مي نويسند اين ورزشكاران در راستاي حفظ ارزش هاي خود از دور مسابقات محروم شدند اما هم چنان پاي اين ارزش ها ماندند و البته رسانه هاي خارجي هم اين مسايل را بازتاب مي دهند و باز هم افتخار افريني. اين حضور با حجاب و اين محروم شدن به خاطر حجاب همه ارزشمندند در اين هم حرفي نيست اما اينها همه نشانگر يك مورد است زنان ما حجاب را مختار انتخاب مي كنند و ان را ارزش مي دانند و براي حفظ ان مي جنگند اما مسله اين است كه تعريف حجاب در جامعه ما دجار تحريف شده است و نه حجابمان ان است كه متون ما نوشته اند و نه عفافمان در كنار حجاب است و بانوانمان هم مرجعي ديگر در كنار نص دارند و ان هم دلشان است و مي گويند دلمان مي خواهد و البته مي بندارند كه مطابق شرع عمل مي كنند و نمي دانند در دام التقاطي گرفتار امدند كه رسانه هاي داخلي به خصوص سيماي ملي ماهواره هاي خارجي و اينترنت دهكده جهاني و كم كاري فرهنگي مسولان و..... براي انها گسترده اند. البته باز رسانه ها و مردان با حضور خود در اين محيط ها اين معادله را بهم مي ريزند و الا...... البته اين مورد نه جامعه ايراني را كه مدت ها بيش جوامع اسلامي را در برگرفته و اين غفلت ماست كه براي برخي ارزش شده و بدان دامن هم مي زنند و ارزش هاي اصلي را غفلتي مي دانند نگاهي دوباره كنيد به نشريه خاتون..... از سويي بايد افتخار كنيم كه ورزشكاران زنمان براي حجاب محروم مي شوند و از سويي رنجي كشيم كه تا كجا ديوار فرهنگ حجابمان تا ثريا كج رفته و ما بايد در اين زمان اين بوشش را حجاب(كامل) بدانيم و در ادامه اسلامي:
طرفداران محسن رضايي پيرو ولايت فقيه نيستند! آقای مشایی در اظهاراتي پيرامون رای طرف های مقابل احمدی نژاد اینطور عنوان كرده بود که: ".......وقتی به احمدی نژاد مراجعه می کنی که الان رکورد آرا را زده است می بینی همچنان ناراحت است. ناراحت چیست؟ ناراحت آن ۱۵ میلیون رای ان طرف است...................ولی وقتی اسم ولایت می آید فرق می کند. ولایت معنی اش محبت است. ولایت فرق می کند. اگر من سنگ ولایت را بر سینه می زنم مسئولیتم سنگین می شود. خیلی بد است که یک نفر طرفدار ولایت باشد ولی برایش مهم نباشد که چند نفر زیر علم ولایت سینه نزنند" باید از این متن چند خطی پیش تر رفت و کمی عمیق تر نگریست.اصلا مهم نيست 15ميليون در طرف مقابل هستند يا نه بلكه قصه اینطور است که آقایان جبهه ای دو قطبی ترسیم کرده اند. الان در این اظهار نظر شما یا در جبهه احمدی نژادید یا در جبهه مقابل! و جبهه سومی ترسیم نمی شود در این تقسیم بندی احمدی نزاد نماد عدل است و مردم نه به او بلکه به عدل رای داده اند و لابد سایرین هم به ............ . به این قسمت متن توجه کنید: "...خیلی بد است که یک نفر طرفدار ولایت باشد ولی برایش مهم نباشد که چند نفر زیر علم ولایت سینه نزنند" یعنی فقط اون 24 میلیون زیر پرچم ولایت بودند و سایرین بیرون از دایره هستند. این در حالی است که خیلی بدیهی افرادی که به محسن رضایی رای دادند هم زیر پرچم ولایتند و حال به هر دلیلی تشخیصشان ایشان بوده و حتی بسیار کسانی هستند که به موسوی رای داده اند اما چه ان زمان و چه حال زیر پرچم ولایت بودند و بعد از فتنه خود را به زیر سایه ولایت رساندند. اين خود تركيبي است نو از جذب و دفع كه هر دو را با هم توامان دارد ابتدا عده اي را از مسير ولايت مي راند و بعد همان ها را مي خواهد( با منطق انحرافي) جذب كند شايد بتوان اسمش رو گذاشت مكتب ايراني پيروان ولي فقيه!!! معامله با اصلاح طلبان و مقابله با اصولگرايان در مقابل مشايي كه در تمامي جوانب جذب و دفع در جذب غيرخودي ها تلاش خاصي دارد علي مطهري در فرمول هاي مرتبط در دفع خودي ها ثابت قدم است اقاي مطهري مدعي است كه با ديدن جو مجلس ششم براي مقابله با اين وضعيت به مجلس امد و بعد فهميد كه ديگر مسىله اصلاح طلبان نيستند بلكه قشري از اصولگرايانند كه بايد در مقابل! انها ايستاد سياسيون بايد در نطق هاي خود بسيار حساس باشند زيرا كلمات هر كدام بار معنايي خاص خود را دارا هستند اينجا هم اگر بخواهيم به رمزگشايي گفته اقاي مطهري پيرامون رفتار با برخي از اصولگرايان كه از نظر ايشان منحرفند بپردازيم بايد اشاره كرد كه ايا در مقابل اين اصولگرايان بايد ايستاد يعني جذب حداكثري جنين طلب مي كند؟ تقابل يا تعامل؟ با كدام مي توان بهتر جذب حد اكثري را جامع عملپوشاند در ادبيات رفتاري ايشان در مقابل خودي ها مي توان تقايل كرد اما درمقابل اصلاح طلباني كه به اتهام اقدام عليه امنيت ملي در زندان به سر مي برند مي توان تعامل داشت و همينطور با همفكران سفيدشان در مجلس و از طريق انها به ادعاي خود ان قشر به عضويت گروهايي درامد اين هم خود تركيبي نويني است در جذب و دفع كه خودي ها را به دليل اختلاف سليقه منحرف خواند و در مقابلشان ايستاد و منحرفان اصلاح طلب را بي خيال شد و باانها تعامل كرد و عده اي ديگر... و البته عده اي ديگر هم در مقابل ساكتين فتنه به حد افراط رسيده اند به جاي جذب به دنبال دفع انها مي روند در حالي كه شايد بتوان خط انحراف انها را بازگردانند خط انحرافي كه هنوز زاويه خاصي پيدا نكرده و نقاط مشتركشان با اصول ما بسيار است و نقاط اختلافشان قابل رفع به خصوص حال كه فضا روشن روشن است(البته نبايد در جهت جذب هم ساده لوحي به خرد داد و تفريط كرد) رهبري اميد به جذب اصلاح طلبان به ما مي دادند و مي دهند و ما حال با خودي ها اينگونه رفتار مي كنيم؟ : بايد در پياده كردن الگوي جذب حداكثري و دفع حداقلي با صبر و حوصله بيشتر و با نگاه به زيست سياسي رهبري پيش رفت و به فكر نجات انسان ها از انحرافاتشان بود و با تمسك به اصول دست انها را گرفت نه به ته دره هولشان داد
روز دوشنبه، مقارن با سالروز شهادت حضرت علی، حوالي عصر بود كه مشغول بالا و بايين كردن كانال هاي تلويزيون بودم كه شبكه اموزش مشغول بخش انیمیشنی روايت مدار بيرامون زندكي اميرالمومنين بود. که من از ماجراي ولادت حضرت علي وارد جریان داستان شدم. با داستان که پیش می رفتم می دیدم گاها شاید در برخی از قسمت ها مثل ليله المبيت به برخی از زوایای داستان اشاره نمی کرد مانند خروج پیامبر از خانه که پیش خود گفتم حتما به دلیل نوع روایت و محدودیت زمان لزومی داشته. اما در قسمت رحلت بيامبر ماجرا کمی جالب تر شد؛ قصه را با این روایت( قریب به مضمون)آغاز کرد: بيامبر رفتند و حضرت علي خانه نشين شدند و حضرت زهرا بر اثر غصب خلافت كه حق مسلم همسر ایشان بود رنجیده گشته و کم کم بر اثر این رنجیدگی رحلت فرمودند! * مهندسی معکوس نمایش روابط دختر و پسر "سریال 5 کیلومتر تا بهشت" ورای مسائل ماورای اش، و همه نقاط مثبت و منفی خود کاری کرد که به نظرم در مهندسی پیام این رسانه ببسیار زیبا و در خور توجه بود! شاید اگر چنین دستوری صادر میشد که چنین مهندسی پیامی را در قالب سریالی در قاب تلویزیون ببرید ، نمی توانستند چنین کاری را به عرصه وجود برسانند.دختر و پسری ( فارغ از روح بودنشان) با هم ارتباط می گیرند و از ارتباط رسمی به ارتباطی صمیمی می رسند و هنر رسانه ما اینجا اين بود که به شکل غیر مستقیم و نامحسوس توانست این شکست حریم ها را به نمایش بگذارد . به طور مثال چگونه در یک رابطه شما می توانید یک پسر را در خطاب هایش، از لفظ شما به تو برسانید. این یک فرهنگسازی زیبا بود برای کسانی که می خواهند با کسی دوست باشند اما نمی تونند ..... در واقع به جای اینکه فرهنگ سازی کند که چطور می توان با نامحرمی در صورت برقراری ارتباط حریم ها را حفظ کرد و نگذاشت رابطه از رسمیت به سوی صمیمیت نیل کند. و در گیر بازی نفس نشد. بر عکس نشان داد چطور می توان بدون اینکه ایرادی داشته باشه رابطه ها را راحت کرد. و سیب زمینی شد و اهل تساهل. نگفت که لزومی نداره مقاومت کنید و نخواست که در نشان دادن رابطه دو نامحرم هر چند روح! خمیر مایه رابطه با ضابطه را برای فرهنگ سازی به کار ببرد. شاید جزو ان دسته است که نمی توانند توامان دو کار را با هم انجام دهند هم سریال بسازند و هم در جهت مثبت ىر أن فرهنگ سازی کنند! و از همه بیشتر برا کودکانمان ناراحتم، ما که این چیزها در زمان بچگیمان نبود و حال در سن جوانی با موج این فرهنگ های مدرن در رسانه برخورد می کنیم و حالا زیاد اهل ماهواره و بلوتوث و ...... شدیم وضعیت نسلمان اینه. این بچه ها که از همین الان از رسانه ملی! تا بلوتوث و ماهواره و.... این چیزها براشون فرهنگ سازی میشه چه خواهند شد و ما چه باید بکنیم بعدها....! ---------------------- پ ن: عزیزان دقت کنند من درباره نکته دوم ؛ مسئولیت هر گونه تحریک اذهان و تشویق به انجام فرمول صدا و سیما رو به گردن نمی گیرم و می گم بی خیال حل اين نوع فرمول ها بشيد و جواب اون دنياتون رو نذارید پای من!!!!!!!!!
يا علي انت صراط المستقيم هنوز باورش سخت است كه عده اي تو را نمي خواستند در حالي كه تو را مي ستودند تو را يعني علي عليه السلام را اي غرق در خدا همه را و من را در خودت غرق كن تسليت باد ايام عزاي اميرالمومنين التماس دعا
![]()
![]()
![]()
حجاب رسانه ملی، عربی می شود!
![]()





اين هم اخرين ورزن ترقي ما در حجاب و عفاف :
ب ن: * اين همه نوشتم ولي ريز اشاره نكردم مشكل اين حجاب ها جيست! مشكل در اول به خاطر حضور رسانه هاست و مردان و در وهله دوم انحراف حجاب از حدود اوليه و انجه درباره شان حضور زنان و نحوه حضور انان در جنين محيط هايي ست اما توضيح بيشتر و فراتر از بحث ورزش خود بحثي طولاني مي طلبد كه احتمالا در اينده بدان خواهم برداخت انشاالله
*باز تاكيد مي كنم اينكه همين قدر كه به خاطر حجاب ورزشكارانمان محروم مي شوند
ارزش دارد اما بحث بر سر تحريف مبناي حجاب است در جامعه و حضور زن در
اجتماع( البته بحث اين نيست كه زنان شركت نكنند اما بايد بسيار تامل و دقت كرد كه صحيح وارد شوند)
*من مانده ام مسولين ورزشي ما كه تخصص ندارند لااقل انان( غير از كساني كه هم فكر جريان انحرافي اند) كه مدعي تعهدند جه مي كنند!
![]()
![]()


اصلاح طلبان اسوده بخوابيد كه انسان ها!! بيدارند
-----------
پ ن: البته رسانه ملي هم در تبليغ اين فيلم(زنان ونوسي مردان مريخي) بر خلاف فيلم مشابه عروسك كه صحنه هاي اينجوريش را سياه و سفيد نشان مي داد گامي مثبت! برداشته و رنگي تبليغش كرد
و اين تناقضي است كه بيننده سيما با ان روبه روست كه در بين همه خط قرمزهاي پرنگ اين رسانه با صحنه هايي رو به رو مي شود كه خيلي جاها خط قرمزي ندارد و بارها نوشته ايم اما....![]()
![]()

![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |



